بخش دهم – جذب سرمایه

بخش دهم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

بحث جذب سرمایه برای موفقیت یک ایده همواره در کنار سایر دلایل موفقیت یک استارتاپ قرار داشته است و به آن توجه شده است. اما واقعیت این است که بحث سرمایه مهمتر از آن است که تصور می شود. تا جاییکه با جرات می توان ادعا کرد که مهمترین عامل در موفقیت یک استارتاپ همانا جذب سرمایه می باشد.

چرا سرمایه مهم است؟

چهار دلیل زیر را برای تاکید بر اهمیت سرمایه در به موفق رسیدن یک استارتاپ می توان ذکر کرد:

۱-    یک دست صدا ندارد:

این مساله همواره در امور روزمره زندگی گرفته تا مباحث کلان وجود دارد.  ایده استارتاپ پس از آزمایش موفقیت اولیه توسط ایده پرداز برای توسعه آن نیاز به تخصص، زمان، مکان، تجهیزات ، حقوق و دستمزد، پشتیبانی، تبلیغات و… خواهد داشت. و اینها چیزی نیست که توسط یک یا چند نفر شروع کننده های استارتاپ فراهم شود.

۲- خوشبینی در برآورد هزینه ها:

معضلی که در کسب و کارهای نوپای شکست خورده وجود دارد همانا عدم برآورد صحیح از هزینه های لازم است. کلا برآورد هزینه ها خود نوعی مهارت است که تعارف یا خوشبینی نمی طلبد. برآورد هزینه های پیدا و پنهان کسب و کار نیاز به بررسی دقیق دارد. واقعیت این است که هزینه ها بسیار بیشتر از آن است که یک ایده پرداز خوشبین نسبت به موفقیت پروژه اش خواهد داشت.

۳-    انرژی درونی سرمایه

سرمایه مانند یک منبع انرژی فشرده شده است که حاصل کار و تلاشی است که انجام گرفته است.  ماهیت سرمایه این است که انرژی های اطراف را گرفته و در درون خود متمرکز می سازد. یک کسب و کار نوپا مسلما به انرژی های نهفته در درون سرمایه نیاز خواهد داشت. تمرکز بیش از حد سرمایه ها و عدم به کار گیری آنها در راستای توسعه سبب بحران اقتصادی می شود.
۴- توان جان به در بردن از ضررهای مقطعی

بسیاری از ایده های استارتاپی به علت ماهیت نوآورانه شان ممکن است در مراحل اولیه تولدشان درآمد آنچنانی را عاید صاحبانشان نسازند.  ممکن است صاحبان کسب و کار بخش بزرگی از منابع خود را صرف شروع استارتاپ نمایند و لذا تحمل شکست آنها بسیار پایین خواهد آمد و همین خطر باعث تلاطم در کسب و کار خواهد شد. به همین دلیل باید سرمایه های جدید در کسب و کار تزریق شوند تا در صورت عدم درآمدزایی در سالهای اولیه امکان ادامه کسب و کار وجود داشته باشد.

نکته مهم : تحمل پذیری سرمایه گزار یکی از شروطی است که موسسان اولیه شرکتی مانند گوگل از سهامداران انتظار داشته اند.  البته باید دانست که هیچ سرمایه گزاری حاضر به ارائه سرمایه برای آزمایش و خطا نمی باشد. و لذا ایده پرداز باید تمام تلاش خود را برای بهبود و باروری ایده اش انجام دهد تا توجه سرمایه گزار را جلب نماید.

ریشه فقر ملت ها در کتاب «گره سلیمان»

کتاب گره سلیمان که به دست دو اقتصاددان و استاد حقوق نگاشته شده است پا را از این فراتر گذاشته و اظهار می دارد که اساسا ریشه فقر ملت ها (و نه تنها شکست استارتاپها) “معضل اعتماد دوجانبه توسعه” است. یعنی سرمایه گذار و ایده گزار نمی توانند در قالب یک ساختار حقوقی مناسب به شراکت با یکدیگر بپردازند و آنچه باعث عقب ماندگی ملت ها می شود همین معضل اتحاد سرمایه و اندیشه است.

ساختاری برای جذب سرمایه

ایده پردازان اولیه استارتاپ باید از مرحله ای به بعد تعصب یا خودخواهی نسبت به ایده خود را کنار بگذارند و به سرمایه گذار بیاندیشند. این مستلزم داشتن فرهنگ شراکت می باشد. سرمایه گذار با ارزشترین کالای خود که همانا سرمایه اش می باشد را فراهم می کند و در ازای آن مالکیت بر بخشی از ایده ، و آنگاه نوآوری و بهره وری ایده پرداز را می خواهد. این هم یک کار فرهنگی است هم یک کار قانونی و حقوقی.

دوستانه یا قانونی؟

احتمال اینکه صاحبان ایده خود صاحبان سرمایه هم باشند احتمال ضعیفی است. ممکن است برخی استارتاپها بر اساس روابط دوستانه یا خویشاوندی موفق به جذب سرمایه های جزیی اولیه شوند (و برای همین است در کشورهای در حال توسعه کسب و کارهای خانوادگی موفق تر می باشند). اما این راه حل اساسی نیست. سرمایه و ایده باید در یک بستر قانونی و نه شخصی و خانوادگی به یکدیگر برسند. برای اینکه در اکو سیستم کارآفرینی موفق شد نیاز به اصلاح قوانین و مقررات و ایجاد الگو هایی برای اتحاد سرمایه با اندیشه است.

ایده های سرگردان و سرمایه های سرگردان

در هر جامعه ای خصوصا در جوامع در حال توسعه سرمایه های سرگردان و ایده های سرگردان زیادی وجود دارند. جدای از معاملات مسکن و طلا و… در واقع افراد زیادی وجود دارند که سرمایه های خود را بدون داشتن ایده به بانک ها می سپارند چراکه زمان و تخصص لازم برای بهره وری آن را ندارند. کافیست بستری برای اتحاد ایده های سرگردان با سرمایه های سرگردان ایجاد شود. این می تواند مهمترین گام در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی باشد.

 قدم اول شرکت های بزرگ

شرکت گوگل در عرضه اولیه خود مدل حراج هلندی (Dutch auction format) را برای جذب سرمایه از طریق عرضه عمومی  سهام (IPO) تطبیق می دهد که در آن حداکثر دموکراسی برای فروش سهام رعایت می شود. برای مطالعه بیشتر : تحلیلی بر مدل مدیریتی شرکت گوگل

 صنعت سرمایه گذاری در کسب و کارهای نوپا چگونه عمل می کند؟ معرفی فرشته های سرمایه گذار

سرمایه تاثیر زیادی در موفقیت استارتاپها دارد اما اهمیت این تاثیر در موفقیت استارتاپها شاید در نوشته های فارسی زبان کمتر اشاره شده است. در این بخش، صنعتی به نام “صنعت سرمایه گذاری در شرکت های نوپا” معرفی می شود. هدف این است که آنچه پشت پرده قرار دارد و صنعت عظیم کارآفرینی آمریکا را به پیش می راند، مورد بررسی قرار گیرد.

معرفی صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری:

در اکو سیستم کارآفرینی آمریکا شبکه ای به هم تنیده از سرمایه گذران و کارآفرینان ایجاد شده است. انواع قوائد و قوانین مکتوب برای ارتباط دادن مطمئن و امن سرمایه گذار با کارآفرین ایجاد شده است. مراحل مختلف سرمایه گذاری در استارتاپها تعریف مشخصی دارند.

 در ادامه سعی می شود درباره مراحل مختلف سرمایه گذاری در استارتاپها و جزییات آنها توضیح بیشتری داده شود.

 پشتیبان اول، سرمایه گذار مرحله کشت ایده Seed Funding:

اولین حامی استارتاپها سرمایه گذاران مرحله کشت ایده می باشند. یک کارآفرین می تواند با یک جستجوی محلی و یا اینترنتی افراد مختلفی برای سرمایه گذاری پیدا کند. در این مرحله سرمایه گذار طبق قوانین و فرمت های پذیرفته شده در بازار  بخشی از سهام شرکت (کسب و کار نوپا) را خریداری می کند. شرکت، ارزش گذاری اولیه می شود و سپس سرمایه جذب می شود. سرمایه seed به معنی دانه گذاری است. یعنی سرمایه گذار به کسب و کار کمک می کند تا به درآمد اولیه برسد یا اینکه برای سرمایه گذاری های بعدی آماده شود. پول seed می تواند شامل کمک دوستان و فامیل و یا افراد خیّر (فرشتگان Angels) و یا سرمایه گذاران جمعی (Crowd Funding) هم بشود.

ریسک بیشتر

کارآفرین خود هم می تواند از سرمایه گذاران اولیه باشد. سرمایه اولیه کارآفرین می تواند پس انداز یا وام باشد. سرمایه اولیه می تواند تا ۵۰ هزار دلار را در بر گیرد. سرمایه  Seed با سرمایه Venture Capital فرق دارد و دارای جزییات و پیچیدگی کمتری می باشد. ریسک در سرمایه گذاری  Seed بالاتر از بقیه است چراکه پروژه کاملا برای سرمایه گذار مشخص نشده است تا بتواند آنرا ارزش گذاری کند. پول (Seed) می تواند برای فعالیت های اولیه مانند تحقیقات بازار یا توسعه محصول هزینه شود.

یک سنت شناخته شده

سرمایه گذاری Seed یک سنت شناخته شده در آمریکا است و حتی در صنایع دیگر هم معنا دارد از جمله صنعت سینما، موسیقی، کمپین های سیاسی و … سرمایه گذار Seed بخشی از سهام شرکت را طلب می کند. سرمایه گذاران اولیه Seed عموما در قالب شبکه ای غیر رسمی و مردمی فعالیت می کنند. برخی از آنها افراد شناخته شده ای می باشند و برای خود برندی محسوب می شوند. ممکن است از کارآفرینان قدیمی می باشند یا سرمایه گذاران ریسک پذیری که همه جا وجود دارند.

 گردآوری جمعی سرمایه Crowd Funding:

روش کار به صورت خلاصه به این گونه است که کارآفرین یا هر شخصی با هر هدفی به وب سایت های مربوطه مراجعه کرده و هدفش و هزینه های رسیدن به هدفش را تعیین می کند. هدف می تواند کارآفرینانه، اجتماعی، اقتصادی و… باشد. سپس عموم مردم برای آن هدف پول می پردازند. ممکن است انتظاری از بازگشت سرمایه خود نداشته باشند. گاهی تا ۱۰ برابر سرمایه مورد نیاز برای هدفی یا ایده ای پول جمع می شود. نمونه ای از انواع Crowd Funding را در سایت gofundme  می توان دید به عنوان مثال خرید کفش برای بلندقدترین فرد آمریکا و یا تامین هزینه سفر تفریحی برای یک بیمار سرطانی در ۶ ماه آخر عمرش می باشد.

 پشتیبان دوم، سرمایه گذار فرشته Angel Investor:

پس از اینکه سرمایه گذاری مرحله کشت ایده (seed funding) به نتیجه رسید و کسب و کار جان گرفت حال نوبت به مرحله دوم سرمایه گذاری می رسد. در این مرحله سرمایه گذاران Angel وارد می شوند. میزان سرمایه گذاری آنها حدودا به ۱ تا ۲ میلیون دلار می رسد. سرمایه ها بیشتر شخصی می باشد. در آمریکا در سال ۲۰۱۰ اشخاص سرمایه گذار پشتیبان حدود ۲۰ میلیارد دلار را در ۶۱۰۰۰ شرکت نوپا سرمایه گذاری نموده اند.

فرشته ها کیستند؟

آنها گاها کارآفرینان یا مدیرانی بازنشسته می باشند. طبق آمار سال ۲۰۰۷ آمریکا حدود ۲۸۵۰۰۰ سرمایه گذار  Angel در کشور وجود داشته است. Angel ها دارای انجمن ها، اتحادیه ها، دفاتر کاری گروهی و شخصی می باشند. آنها گاها افراد شناخته شده صنعت می باشند که در جستجوی سرمایه گذاری بر روی شرکت های آینده دار هستند.

ارزش گذاری شرکت

یکی از مهارت های مهمی که قبل از جذب سرمایه  Angel مورد نیاز است همانا ارزش گذاری (Valuation) شرکت می باشد تا به خوبی سهم سرمایه گذار بعد از آوردن پول به داخل کسب و کار مشخص شود. این مساله به Pre-money Valuation مشهور است که بررسی آن خود مطلب دیگری می طلبد. Angel ها فاصله بین سرمایه گذاری Seed و سرمایه گذاری VC را پر می کنند.

 پشتیبان سوم، Venture Capital:

پس از آنکه سرمایه گذاری ۱ تا ۲ میلیون دلاری اشخاص  Angel به ثمر رسید آنگاه نوبت به VC ها می رسد. تفاوت VC با Angel این است که  Angel ها عموما دارای شبکه ای غیر رسمی از سهامداران حقیقی می باشند که به صورت شخصی و نسبت به علایق شخصی بر روی استارتاپها سرمایه گذاری می کنند. اما VC ها مانند  Angel ها شخص نیستند بلکه آنها شرکت های سرمایه گذاری هستند که به طور اختصاصی و حرفه ای بر روی استارتاپها و شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند.

ریسک طلب و ماجراجو

شاید به همین خاطر باشد که به آنها Venture (با تلفظ ونچر)  به مضمون «ریسک طلب و ماجراجو» می گویند. VC به صورت ویژه و تمام وقت بر روی کسب و کارهایی که مراحل اولیه رشد خود را گذرانیده اند سرمایه گذاری می کند. آنها دارای قوانین و قراردادهای پیچیده تر و پرعمق تر نسبت به  Angel ها هستند. VC ها سرمایه بیشتر از یک میلیون دلار را تامین می کنند. شرکت سرمایه گذاری VC نه تنها برای کسب و کار پول فراهم می کند بلکه مجموعه ای از امکانات مدیریتی و مشاوره ای فراهم می کند. امکاناتی از قبیل مشاوره استراتژی، بازاریابی، استخدام مدیریان با تجربه، حسابداری و… که برای رشد کسب و کار لازم است را فراهم می کند.

یک سبد از نوپاها

VC یک سبد (Portfolio) از انواع سرمایه گذاری بر روی کسب و کارهای نوپای مختلف دارد که مدام در حال مدیریت آنها می باشد. مانند همان کاری که صندوق های سرمایه گذاری فعال در بورس تهران انجام می دهند. با این تفاوت که آنها سبد سهام شرکت های بزرگ دارند اما VC ها یک سبد از کسب و کارهای نوپا و آینده دار دارند! شرکت سرمایه گذاری VC به شرکت ها کمک می کند تا به مرحله عرضه عمومی (IPO) برسند.این نقطه را Exit Point یا نقطه خروج می نامند. یعنی شرکت به مرحله ای رسیده که می تواند به سوی عرضه عمومی خارج شود.

موفقیت و شکست

به صورت میانگین ۳۰ تا ۴۰ درصد شرکت های نوپای موجود در پورتفولیوی VC شکست می خورند. لذا باید برگشت سرمایه بقیه شرکتهای نوپا به اندازه ای باشد که ریسک را پوشش دهد. در حالت موفق شرکت نوپای خوب می تواند ۲۰ تا ۳۰ برابر ارزش اولیه خود سودآوری داشته باشد. سود حاصل از خارج شدن یک شرکت موفق از Portfolio، صرف سرمایه گذاری مجدد بر روی سایر شرکت های نوپا می شود.

تعداد VC ها

طبق آمار سال ۲۰۱۰ آمریکا حدود ۴۶۲ شرکت VC در آمریکا فعالیت نموده اند و هر کدام به صورت میانگین ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری داشته اند که مجموعا حدود ۲۲ میلیارد دلار در ۲۷۴۹ شرکت سرمایه گذاری داشته اند. شرکت های VC حدود ۱۲ میلیون شغل را در آمریکا پوشش می دهند. این آمار نقش مهم آنها در کارآفرینی را نشان می دهد و همین مساله باعث توجه ویژه دولت و قانون گذاران به تسهیل فرایندهای آنها شده است. اهمیت آن را می توان از اشاره های متعدد رقیبان انتخاباتی آمریکا در کارزارهای انتخاباتی حدس زد. VC ها بخشی از سرمایه خود را از موسسات حقوقی مانند بیمه، بانک، pension fund صندوق های بازنشستگی،  endowment اوقاف مالی هدیه شده و … تامین می کنند.

سرمایه گذاران ماهر

شرکت های VC سرمایه گذاران ماهری هستند که به صورت بلند مدت فعالیت می کنند. آنها سرمایه متعلق به سرمایه گذاران جزء را مدیریت می کنند. کسانی که سرمایه می آورند می شوند limited partner و کسانی که سرمایه را مدیریت می کنند می شوند general partner. سایت اینترنتی انجمن ملی سرمایه گذاران ونچر حاوی مطالب و مستندات مفیدی در مورد این شرکت ها می باشد.

سرمایه گذاری ۱۰ ساله

شرکت های VC حدود ۷ تا ۱۰ سال بر روی شرکت نوپا سرمایه گذاری می کنند. این نشان از نوع نگرش بلند مدت و با تحمل نسبت به سرمایه گذاری نوپاها دارد. سود را زمانی تشخیص می دهند که شرکت به مرحله عرضه عمومی برسد. به صورت میانگین ۲۰ درصد شرکت های VC سودهای هنگفتی نصیب صاحبان سرمایه می کند.

چند نمونه از شرکت های سرمایه گذاری ریسک طلب VC

چند نمونه از شرکت های معتبر VC به همراه تعداد شغل ایجاد شده به  شرح زیر می باشد:

  • Canaan Partners دارای ۶۰۰ شغل
  • Columbia Capital دارای ۵۱۹۰ شغل
  • Grotech Ventures دارای ۱۰۱۱۰ شغل
  • ۴۰۶ Ventures دارای ۸۲۲ شغل

در اینجا می توانید برندهای مشهوری را که زمانی استارتاپ بوده اند و توسط VC ها حمایت شده اند مشاهده نمایید.

برنامه Shark Tank از تلویزیون ABC پنل هایی برای گفتگوی سرمایه گذاران و کارآفرینان ایجاد نموده است.

 تکثیر سرمایه گذار

نکته جالبی که وجود دارد این است که مکانیزم سرمایه گذاری به گونه ای تعریف شده است که در آینده خود استارتاپهای موفق(که اکنون شرکت های بزرگی شده اند) خود می شوند بزرگترین حامی استارتاپها و وزنه ای بزرگ در آن صنعت چراکه خود بیشترین سود را از آن برده اند و این یعنی تکثیر مستمر حامیان از میان پرورش یافتگان و یک دور دائمی بهره وری. به عنوان مثال شرکت گوگل حامی کارآفرینان می شود. یاجک دورسی  بنیانگذار تویتردر  اینستاگرام سرمایه گذاری می کند.

 نمونه ایرانی

موسسه محک : اگر بخواهیم نمونه ایرانی از کمک های مردمی (Crowd Funding) نام ببریم می توان به موسسه محک شاره کرد که در سالهای اخیر روشهای خلاقانه زیادی مبتنی بر شبکه الکترونیک بانکی و اینترنت برای جمع آوری کمک ایجاد کرده است.

مجمع خیرین مدرسه ساز : نمونه دیگر ان می توان مجمع خیرین مدرسه ساز باشد. کمک های مالی و بدون انتظار مردم برای کمک به امر مدرسه سازی نشان می دهد در صورتیکه سازوکاری برای همکاری ایجاد شود می توان سرمایه های زیادی جمع آوری کرد. و چه کاری بهتر از اشتغال و کارآفرینی و سودآوری زیادی که برای سرمایه گذار به همراه دارد.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش نهم – ماکت اولیه را بسازید

بخش نهم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

(ادامه بخش ۱۳ گام برای واقعی سازی ایده)

در بخش هفتم و هشتم ۹ گام اولیه برای عملی سازی ایده تشریح شد. در این بخش ادامه مراحل ارائه می شود :

مرحله دهم : انتخاب یک نام برای محصول یا شرکت

شما به اندازه کافی در مورد ایده و محصول خود اطلاعات کسب کرده اید و بازار رقابت را هم به خوبی بررسی کرده اید. هم اکنون زمان آن فرا رسیده که برای محصول خود نامی انتخاب کنید. لیستی از نامه های کاندید را تهیه کنید. از آنجاییکه احتمال خیلی زیاد اولین نام منتخب شما قبلا انتخاب شده است لذا هنگامی که در جستجوی نام برای محصول یا شرکت خود می باشید این نکات را مدنظر داشته باشید :

  • سعی کنید نامی انتخاب کنید که در تلفظ راحت باشد و قابل تفکیک باشد. مردم نام ها در یادشان می ماند و این انتخاب مهمی است.
  • در این مورد فکر کنید که آیا می خواهید نام خودتان به عنوان چهره محصول مطرح شود یا خیر؟ ممکن است تصمیم بگیرید از نام خودتان برای بخشی از نام محصول استفاده کنید. مثلا سوپهای رژیمی سندی! یا ممکن است از یم نام عمومی برای آن استفاده کنید. مثلا سس گوجه مامان! در این حالت این حس القا م یشود که یک نوع سس خانگی است با این تفاوت که دیگر شما مدل آن نیستید.
  • بررسی کنید که نام منتخب شما در زبان های پرکاربرد مانند اسپانیایی و فرانسوی یک نام عمومی نباشد. همچنین بیانگر منظور یا مقصد نامناسبی در فرهنگ دیگری نباشد.

روش : برای اینکه در مورد تکراری بودن احتمالی نام محصول خود جستجو کنید سری به پایگاه پتنت ها بزنید uspto.gov  آنجا بخش trademark را انتخاب نموده و نام خود را جستجو کنید. در این بخش هم نام های زنده و در حال استفاده نشان داده می شود و هم نام های “مرده” که منقضی شده اند را می توان دید. در این بخش صنعت مرتبط با نام را خواهید دید و همینطور عکس های مرتبط را.

نکته مهم : به صدای درون خود اعتماد کنید

در خلال سفر خود به سوالات مختلفی برخواهید خورد. شما باید تصمیمات مختلفی اتخاذ کنید. مانند فرایند ساخت یک خانه از نقشه روی کاغذ تا اجرای کامل. در شرایطی قرار خواهید گرفت که قبلا برخورد نکرده اید. ممکن است پاسخ صحیح را بلافاصله پیدا نکنید. اما از طرفی باید سریع تصمیم بگیرید. در اینجا لازم است مقداری به خود زمان دهید. قدری صبور باشید و گزینه های مختلف را بسنجید.

ممکن است وسوسه شوید که تصمیمی را به سرعت اتخاذ کنید. در اینجا کمی صبر کنید و قبل از تصمیم نهایی آنرا سبک سنگین کنید. به ندای درونی خود گوش دهید اما قبل از تصمیم نهایی آنرا مورد پرسش قرار دهید. اگر در تصمیماتتان دقت نظر به خرج دهید محدوده دانش شما در مورد محصول گسترده تر خواهد شد و اعتماد به نفس بیشتری درمورد انتخاب خود پیدا خواهید کرد.

مرحله یازدهم : ماکت اولیه را بسازید

شما ایده خود را نوشته اید سپس طرح اولیه آنرا کشیده اید و بر روی آن بحث کرده اید . شما زمان زیادی بر روی آن فکر کرده اید و اکنون زمان آن است که آنرا بسازید. سعی کنید ماکت اولیه را با استفاده بهینه از توان خودتان بسازید. برش ها را انجام دهید. ممکن است لبه ها تیز و نافرم باشند اما خوب است ادامه دهید. چراکه این نمونه به شما امکان می دهد بدانید چه مواد اولیه و به چه میزان لازم دارید و روش به هم بندی آنها را خواهید دانست. با این یافته ها شما می توانید تولید کننده ای را پیدا کنید که نیاز شما را تامین کند.

اینگونه بهتر می توانید با مشتریان بالقوه خود صحبت کنید. با ساخت نمونه اولیه ممکن است جلوی  انحرافی بزرگ در تولید گرفته شود.

در این نمونه مواد نهایی به کار می رود و لذا شما نتیجه انتخاب خود را خواهید دید. برای ساختن آن می توانید هم خود و یا “نمونه سازها” را به کمک بطلبید.

ماکت سازی احتمالا ترجمه فارسی پروتوتایپینگ (prototyping) است. در ماکت اولیه یک مدل کلی از کار شکل خواهد گرفت. این بهتر از حالتی است که کار شروع نشده است و مدام در اندیشه و هراس ادامه کار می باشیم. ممکن است ماکت اولیه کار مطلوب نباشد، در اینصورت می توان سریعا ماکت دیگری ساخت. از اینکه مدل اولیه شکست بخورد نباید ترسید. این آمادگی را داشته باشیم که مدل اولیه مدام در حال تغییر باشد تا نهایتا مدل نهایی شکل بگیرد. این الگوی کاری پروتوتایپینگ نام دارد. این روش برای شروع کارهای جدید و ناشناخته مناسب است. شما مدام در حال تشکیل و اصلاح مدل های جدید می باشید. ممکن است تا مدل نهایی چندین بار از ابتدا شروع کنید. اما این بهتر از شروع نکردن است.

شعار مرحله ماکت سازی : “به سرعت مدل اولیه را تشکیل دهید و به صورت مداوم آنرا اصلاح کنید تا به مدل نهایی می رسید.”

 نمونه اولیه را آزمایش کنید

با چند روش ساده و کم هزینه می توانید نمونه اولیه را مورد آزمایش قرار دهید و اطلاعات مفیدی بدست بیاورید :

  • سعی کنید با آن زیاد خوش رفتار نباشید
  • به دوستان و فامیل خود ارائه دهید تا آزمایش کنند.
  • در مورد مشکلات احتمالی آن بیاندیشید. بدون تعصب و به دور از خوشبینی
  • آنرا به یک فروشگاه محلی ببرید و نظر فروشنده یا مشتریان احتمالی را جویا بشوید

ایجاد تغییرات در این مرحله راحت تر از مرحله تولید نهایی محصول است.

 مرحله دوازدهم : خود را جای مشتری بگذاریم. در صورتیکه بتوانیم خود را به عنوان مشتری تصور نموده و از دیدگاه او به ایده یا محصول خود بنگریم ممکن است نتایج مفیدی اخذ شود. این نیاز به دوری از تعصب و خوشبینی دارد. از آنجاییکه مشتری نهایی برای محصول پول پرداخت می نماید لذا در انتخاب آن سختگیر بوده و به دنبال ارزش افزوده مناسبی برای هزینه پرداختی اش می باشد. اگر بتوانیم به دور از تعصب و خوشبینی خود را جای مشتری تصور کنیم آنگاه تصور بهتری از نیاز او خواهیم داشت. این مهارتی است که کارآفرین باید در درون خود پرورش دهد.

 مرحله سیزدهم : ایده خود را بسته بندی کنید. منظور از آن لزوما بسته بندی فیزیکی نیست بلکه از اصل اولیه پکیجینگ که سالهاست وجود داشته استفاده شود.یعنی ایده آنقدر پرورش یافته و مستقل باشد که لازم نباشد خود ایده پرداز همراه آن حضور داشته باشد.  یعنی بتوان ایده را در یک بسته گذاشت. آن بسته شامل تمام حالات و پیش آمدهای ممکن باشد. مشتری بدون نیاز به ایده پرداز بتواند از آن استفاده کند.

مثال ۱ : به عنوان مثال می توان به موفقیت نوشیدنی ایستک اشاره نمود. در بسته بندی ایستک یک طعم خوب قرار دارد که مشتری را جذب می کند. بسته ایده اگر کامل باشد خودش خودش را پیش می برد. نیازی به تبلیغات وسیع ندارد. ایده بسته بندی شده باد شسته رفته و با کیفیت باشد. باید بارها تست شود. باید آنچه را که مورد انتظار است به خوبی انجام دهد.

مثال ۲ : به عنوان مثال از بسته بندی ایده می توان به ورد پرس اشاره کرد. در آن تقریبا همه کارها را می توان آنلاین انجام داد. توسط کاربر مبتدی به راحتی نصب می شود. می توان پلاگین(افزونه) ها را مستقیما در وبلاگ  نصب کرد. این در حالیست که در سیستم جوملا کار مقداری پیچیده تر می باشد. می توان یکی از دلایل فراگیر شدن ورد پرس را بسته بندی خوب آن دانست.

مثال ۳ : بستنی آیس پک در بسته ای مستقل قرار دارد که می توان بدون نیاز به ابزار جانبی از آن استفاده نمود.

مثال ۴ : به عنوان یک مثال مجازی می توان به استارتاپ “ایران فایل” اشاره کرد. در این استارتاپ به خوبی نیازهای مشاوران املاک و مالکان و متقاضیان دیده شده است. تمامی فعالیت های مبتنی بر وب نمی باشد. در بسته بندی این ایده نیاز مشاوران و مالکان و متقاضیان همگی باهم دیده شده است.

 باز هم ایده مبهم است!

زمانی که چندین ایده جدید در ذهن دارید. به ایده های خود خوشبین می باشید. فقط نمی دانید که از کجا باید شروع کنید. در واقع ایده هایتان کلی است و مقداری هم مبهم می باشد. از آنجاییکه ایده تان جدید می باشد، کمی هم نگران عدم موفقیت آن هستید. تمام مراحل فوق را انجام داده اید و بازهم ایده شما شکل مشخصی به خود نگرفته است. یعنی ایده شما هنوز در هاله ای از ابهام قراردارد. تمام اینها باعث شده است که گام اول را برندارید. باید گفت که این خاصیت کارهای جدید می باشد. نقطه شروع کار مشخص نیست.

در این بخش ۲ راه حل برای برخورد با ایده های مبهم ارائه می شود :

راه حل ۱ : در این حالت بهتر است زمان زیادی را بر روی نقطه شروع صرف ننماییم. بهتر است از جایی آغاز کنیم. هرچند اگر نقطه شروع دلخواهمان نباشد اما مهم این است که شروع کرده ایم.

راه حل ۲ : اقدام نویسی روزانه برای شروع ایده های مبهم. در این حالت شما اهداف و اقدامات کوچکی را به صورت روزانه برای خود تعریف می کنید. در پایان هر روز برای روز بعد هدفگذاری می کنید و آنها را یادداشت می کنید. روز بعد سعی می کنید به هر کدام از آنها رسیدگی کنید و نتیجه بگیرید. هنگامی که اقدام عملی را شروع می کنید به مرور زوایای ایده مبهمتان بیشتر روشن می شود. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد این است که برای شروع باید اقدامات روزانه را کوتاه و قابل دستیابی تعریف کنید. در این صورت در طول یک ماه شما توانسته اید مسیرهای مختلفی را آزمایش کرده و نتایج مختلفی کسب نمایید. مزیت اینکار این است که شما بر روی نقطه شروع متوقف نشده اید بلکه وارد دنیای اجرا شده و با مسائل و چالش های واقعی آن روبرو هستید. ممکن است برخی از اقدامات کوتاه روزانه هرز بروند اما شما چیزی از دست نداده اید چراکه با هزینه کمی شروع کرده اید و در صورت اشتباه به سرعت می توانید مسیر را اصلاح نمایید.

 هم اکنون شما تحقیقات کافی انجام داده و ایده خود را شکل داده اید. در مسیری هستید که می خواهید محصول خود را تولید کنید. خود را برای پیمودن مسیر آماده کرده اید. نفسی عمیق بکشید و با اعتماد، صبر، قدرت درونی، استقامت و خط مشی به جلو بروید. مرحله بعد!

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش هشتم – اسبی برای تاختن (ادامه ۱۳ گام عملی سازی ایده)

بخش هشتم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

( ادامه بخش ۱۳ گام برای واقعی سازی ایده)

مرحله ششم : چرخی برای حرکت  

ایده در ذهن شما شکل گرفته است. تحقیقات کافی هم در مورد آن انجام داده اید. می خواهید آنرا اجرا کنید. اما لحظه ای درنک گنید و این بخش را بخوانید.

برای پرورش ایده خود می توانید از الگوهای موفقی که در اطراف ما قرار دارند استفاده نمایید. الگویی مانند “چرخ برای حرکت”. با ایجاد انحنا در زاویه های شکسته در واقع امکان روان شدن چرخ پیش می آید. یک محیط دایره مانند کافیست تا چرخ های حمل و نقل را به حرکت درآورد.

با استفاده از الگوی چرخ ایده خود را به حرکت درآورید. سعی کنید سطوحی را که در برابر حرکت مقاومت می نمایند تشخیص داده و آنها را روان نمایید. از خود سوال کنیم که ایده ما قرار است کدام مشکل را روان کند؟

“مت مرولبگ” خالق ورد پرس می گوید : “وبلاگ نویسی مشکل بود تصمیم گرفتیم آسان کنیم”

مثال : مفهوم بازاشتراک(reshare) در فیس بوک مانند چرخی برای حرکت. برای روشنتر شدن موضوع به چرخ هایی که ایده فیس بوک را به جلو می راند اشاره می کنیم. چه چیزی باعث فراگیر شدن فیس بوک تا این حد شده است؟ چرا شبکه های اجتماعی دیگر تا این حد نتوانسته اند گسترش بیایند؟ اگر دقت نماییم می توان گفت آن چرخ اصلی که سیستم فیس بوک را به جلو می راند همانا مفهوم بازاشتراک یا reshare است.  در فیس بوک می توان محتواهای مختلفی را مشاهده نمود مانند هر محیط دیگری اما تفاوت فیس بوک این است که می توان آن محتوا را باز اشتراک نمود. یعنی آنرا با شبکه خود مجددا به اشتراک بگذاریم. این باعث تکثیر مطلب با سرعت بسیار بالا و طبعا گسترش شبکه خواهد شد. پروفایل هر شخص مانند وبلاگ او عمل می کند منتها پورفایل او صرفا وبلاگی نیست که خود نوشته باشد بلکه مجموعه ای از مطالبی است که خوانده و با دیگران به اشتراک گذاشته است. در فیس بوک چرخ بازاشتراک گذاری تا اندازه ای راحت شده است که می توان مطلبی را هرکجا تنها با یک کلیک به اشتراک گذاشت. این همان اهرم پیشران فیس بوک است.

با الهام از الگوهای اطراف خود می توان چرخ های پیشران ایده خود را طراحی نمود.

ایده  جدید همان چرخ گردی است که گرد بودنش حرکت را هرچه بیشتر روانتر و روانتر می کند. در پیدا کردن و ارزش گذاری ایده جدید باید دید که چقدر چرخ را گرد کرده و کار را روان کرده.

 معرفی ابزار خلاقیت: برای اینکه تصور بهتری از چرخ های محرک ایده پیدا شود می توان به اصول خلاقیت TRIZ اشاره کرد. تکنیک هایی که در TRIZ معرفی می شود برای . در TRIZ تمامی محدودیت ها(موانع) خلاقیت به صورت سیستماتیک شناسایی شده و به عنوان الگویی در آمده است. برای هر الگوی محدودیتی، یک یا چند راه حل یا گشایش پیشنهاد شده است. راه حل ها به صورت انتزاعی می باشد منتها با شبیه سازی راه حل ها درمساله می توان گشایش های جدید را ایجاد کرد. TRIZ تلاشی برای راه حل یابی (به چرخ درآوردن) برای محدودیت ها (موانع) می باشد.در سایت triz40.com چهل اصل راه حل یابی مساله را می توان مشاهده و آزمایش نمود.

مرحله هفتم : اسبی برای تاختن

ایده برای تاختن نیاز به اسبی دارد که باید بر آن سوار شود. آنها ابزارهای تکنولوژیکی و فناورانه و سایر ابزارهای موجوددر اکوسیستم کارآفرینی کشور هستند. برای موفقیت ایده لازم است قبلا تحقیقی درمورد وجود ابزارهای لازم انجام شود. در اکو سیستمی که این ابزارها وجود ندارد نمی توان به موفقیت ایده خوشبین بود. به عنوان مثال ایده های فناورانه عموما نیاز به ابزارها و افزونه هایی دارند که در بازار فناوری آن کشور قابل تهیه است. با بررسی میدانی بازار فناورانه کشور می توان از وجود آنها مطلع شد.

مهم : قبل از اجرای ایده از توانایی های تکنولوژیکی و مهارتی اطراف خود برای اجرای آن باید مطلع بود. عدم شناخت از وضعیت واقعی این توانایی ممکناست منجر به تله افتادن ایده و نهایتا ناکامی آن شود. به عنوان مثال می توان به ایده سایت “دایره” اشاره کرد که با الهام از فیس بوک قصد راه اندازی شبکه اجتماعی وطنی  را داشته که نهایتا به خاطر عدم وجود ابزارهای تکنولوژیک کافی در بازار فناوری کشور به ناکامی رسید.

سوال : اگر مساله غیر منتظره ای پیش آمد چه؟

زمانی که شما با تحقیقات مختلفی که در محیط آنلاین و بازارها انجام دادید به یکتا بودن ایده خود پی بردید آنگاه با خیال راحت و با تمام توان به پیش بروید. اما اگر در خلال جستجوی خود به محصولی برخوردید که قبلا در مورد آن اطلاعی نداشتید و یا ویژگی جدیدی دیدید که محصول شما در حال حاضر فاقد آن است، آنگاه چه می شود؟ این یک چالش معمول است و احتمال وقوع آن وجود دارد. چراکه همواره امکان یافتن اطلاعات جدید در تحقیقات مستمر وجود دارد. این جای نگرانی نیست. کمی تامل کنید. به مرحله هشتم بروید و یکبار دیگر ایده خود را بازبینی نمایید. فرصت تغییرات در ایده خود را باقی بگذارید. قبل از آنکه همه چیز را نهایی کرده باشید سعی کنید به ایده خود تلنگری دوباره بزنید. طوفان فکری راه بیاندازید و راه حل های جدید را مجددا بنویسید و برنامه خود طبق یافته های جدید بروز رسانی کنید.

مرحله هشتم : سنجش اولیه ایده

قبل از اینکه ادامه دهید سعی کنید به ده سوال زیر به صورت مکتوب پاسخ دهید :

  1. ایده شما قرار است کدام مشکل را حل کند؟ قرار است کدام چرخ را روان کند؟ کدام نیاز را مشخصا رفع کند؟
  2. آیا محصولات مشابه بازار را بررسی کرده اید؟
  3. فکر می کنید تفاوت ایده یا محصول شما با سایر رقبا در چیست؟ ناب بودن در ایده شما موجود است؟
  4. آیا  تنهایی شروع کده اید یا تیم تشکیل داده اید؟
  5. اگر بخواهید برای یک سرمایه گذار صحبت کنید او را چگونه متقاعد می کنید؟
  6. آیا به راه های غیر مستقیم برای رفع مشکل هدف اندیشیده اید؟
  7. تا چه اندازه اصل سادگی را رعایت نموده اید؟
  8. آیا می توانید ایده خود را در ۳۰ ثانیه توصیف کنید؟
  9. آیا موفق شده اید اولویت ها را ببینید؟ شاخ و برگ های اضافی را بزنید؟
  10. دلایل مهمی که به شما امیدواری می دهد که این ایده موفق خواهد شد کدام هستند؟

  مرحله نهم : خود را متمایز کنید.

تحقیقات و ارزیابی های اولیه را به پایان رسانده اید. هم اکنون باید تعیین کنید که چه چیزی محصول شما را فوق العاده می کند. یعنی چه ویژگی محصول شما را از سایر محصولات متمایز می کند. این مهمترین بخش کار است چراکه برای معرفی خود در میان انبوه محصولات مشابه باید خود را به شیوه ای خلاقانه از سایرین متمایز سازید. این تمایز باید برای مشتری ارزشمند باشد. این تمایز مانند اسبی است که ایده خود را بر روی آن سوار کرده و به سرعت می رانید. لذا اسبی صحیح برای تازاندن ایده خود در بازار پیدا کنید. توجه مشتری به ارزش های ویژه ای جذب خواهد شد که شما در محصول خود فراهم می کنید.

تمرین عملی شماره ۱ : برای اینکه وارد دنیای رقابت شوید باید بتوانید متفاوت باشید. برای این باید بتوانید تفاوت محصولتان را با بقیه مشخص کنید. این نیاز به قدرت تشخیص تفاوت ها دارد. برای اینکه در این زمینه تمرین نمایید به فروشگاه زنجیره ای سری بزنید و محصولات چیده شده در یک قفس را ببینید. سعی کنید تمایز آنها را از همدیگر تشخیص دهید. ببینید محصولات مختلف چگونه خود را از سایر محصولات مشابه جدا و شاخص می سازند. این کمک می کند توانایی تشخیص و تفکیک شما بهبود یابد و مزیت رقابتی و ارزش قیمتی محصولات ویژه برایتان بیشتر مشخص شود.

تمرین عملی شماره ۲ : برای اینکه دید بهتری نسبت به مزیت رقابتی خود پیدا کنید فرض کنید برای ورود به بازار رقبای زیادی دارید و همه در سطح قوی کار می کنند.آنگاه ارزش افزوده من نسبت به آنها چیست؟ تمایز من نسبت به آنها چیست؟ برای مثال می توان به بستنی آیس پک اشاره نمود. در حالیکه سالها بستنی به عنوان یک محصول با تیراژ بالا و رقبای زیادی تولید می شد اما بستنی آیس پک با تغییرات کوچکی در نحوه تولید و بسته بندی آن توانست مزیت رقابتی ویژه ای در میان انبوه تولید کنندگان پیدا کند. این نیاز به ریزبینی خاصی دارد.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش هفتم – به ایده تان رنگ واقعیت دهید (۱۳ گام اولیه)

بخش هفتم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

در این بخش با مراحل مختلفی که به ایده شما زندگی می بخشد ارائه می شود. فرض بر این است که ایده جدید در ذهن شما شکل گرفته است. هم اکنون می خواهید ایده ای را که یافته اید ارزیابی کنید و به آن رنگ واقعیت دهید.

در این بخش  شما یک روند مشخصی برای سنجش و شکل دادن به ایده خود را طی می کنید. پایبندی به فرایند ارائه شده در این بخش می تواند اطلاعات مفیدی برای تصمیم گیری شما فراهم نماید. از طرفی این ها راه های آزموده شده توسط بزرگان و با تجربه های حوزه (داخلی و خارجی) است و لذا هرآنچه که در ادبیات مساله وجود دارد در این محدوده می باشد. پس اگر شما قبلا این ها را می دانستید پس خود را دستکم نگیرید!

چرا مطالعه این بخش مهم است ؟ بسیاری ما ایده های مختلفی در ذهن داریم که بسیاری از آنها به واقعیت تبدیل نمی شوند. چونکه یا خیلی بدبین هستیم یا خیلی خوشبین. گاهی انتظار داریم ایده ما یک شبه به درآمد زایی برسد. این ها همه ایده ما را دچار مشکلات جدی می کنند. زندگی بخشیدن به یک ایده در محیط واقعی نیاز به مراحل مختلفی دارد که باید طی شود. این مراحل باید بر اساس شرایط واقعی طی شود و بر اساس تحلیل وضعیت موجود انجام شود. در این بخش سعی می شود راه های شناخته شده توسط افراد با تجربه برای ظهور یک ایده در دنیای واقعی ارئه شود. در این بخش شما مرحله به مرحله و به صورت مدون می توانید به هدف خود نزدیک تر شوید.

 والت دیسنی : تمام رویاهای ما به واقعیت تبدیل خواند شد اگر ما شجاعت کافی برای تعقیب آنها را داشته باشیم

 ۳ نوع ایده جدید داریم :

  1. محصول کاملا جدید
  2. بهبود یافته محصول موجود
  3. محصول موجود در بازار جدید

بسیاری از استارتاپ ها که می بینیم در محدوده “بهبود محصول موجود” هستند. نمونه بارز آنها فیس بوک است.

۱۳ مرحله ابتدایی در شکل دادن به ایده:

مرحله اول : نوشتن ایده

ایده خود را بنویسید. قلم را بردارید و آنرا از ذهن خود بیرون بیاورید و بر روی کاغذ بنویسید:

نام محصول چیست؟ – شکل محصول را بکشید – عملکرد های آن چیست؟ – چه کسی آنرا می خرد؟ – چرا مردم آنرا نیاز دارند؟ – چه مواد اولیه ای لازم دارد؟ – سایز یا رنگ دارد؟ – چه محدوده سنی و کدام دموگرافیک آن را می خواهند؟ – ویژگی متمایز کننده آن از سایر محصولات چیست؟

مرحله دوم :انتقاد از ایده

مدتی از ایده خود دور شوید و به مغز خود استراحت دهید. سپس دوباره ایده را ارزیابی کنید منتها این بار از دیدگاه یک فرد سوم و با دیدگاه انتقادی انجام دهید.

نکته مهم : ممکن است در این مرحله تمایل نداشته باشید که از طرف دیگران سرزنش شوید یا انگیزه خود را از دست بدهید و یا از دزدیده شدن ایده خود توسط دیگران هراس داشته باشید. بهتر است از دزدیده شدن ایده خام خود نترسید اما در هر حال برای اینکه به خود استرس راه ندهید می توانید فعلا سکوت اختیار کنید.

مرحله سوم : در پایگاه داده اختراعات و پتنت ها جستجو کنید. این چند خاصیت دارد : واقعیت ها را خواهید یافت و با احتیاط و آگاهی بیشتری بر روی ایده خود سرمایه گذاری خواهید کرد. بیشتر بر روی مزیت رقابتی ایده تان کار خواهید کرد. ابعاد مختلف آنرا بهتر خواهید دانست. (این برمی گردد به جنبه حقوقی ایده هایتان – برای ایرانیان هم جستجو در سایت های مذکور می تواند منبع مفیدی از اطلاعات باشد. همچنین جستجو در پایگاه داده داخلی می تواند رویکردهای مشابه دیگران برای راه حل را مشخص سازد. اینگونه با آگاهی بیشتری پیش خواهیم رفت. uspto.gov یا google.com/patents

مرحله چهارم : جستجو در مورد ایده. در تمام وبسایت ها و روزنامه ها و نمایشگاه ها و مقالات و… یک جستجوی عظیم در مورد ایده انجام می دهیم. سعی کنید با مشتریان بالقوه صحبت کنید. همه این تلاش ها باعث می شود دیدگاه وسیعتری نسبت به ایده خود بگیرید. دید شما بازتر خواهد شد. ابعاد آنرا بهتر خواهید شناخت. اطلاعات بیشتر شما نسبت به ایده تان دیدگاه واقعبینانه تری ایجاد خواهد کرد و لذا خطرهای ناشی از خوشبینی یا بدبینی شدید را کاهش می دهد. اطلاعاتی که نسبت به ایده خود پیدا می کنیم باعث می شود قضاوت متعادلتری نسبت به آن داشته باشیم. این برای شروع بسیار مفید خواهد بود.

مرحله پنجم : تحلیل یافته ها

یافته هایتان را تحلیل کنید. آنقدر به صورت آنلاین یا فیزیکی جستجو انجام دهید تا اطلاعاتتان به حد کافی در مورد موضوع بالا برود و پاسخی برای سوالات مختلفتان پیدا کنید. در آن مورد باید خبره شوید. یاددتان باشد جستجو و تحقیق در این مرحله به صورت مقطعی انجام می شود اما در آینده نیز باید به صورت پیوسته جستجو انجام شود. چراکه ممکن است مسیرهای اطلاعاتی جدید در مورد محصول یافت شود یا به واقعیت های جدیدی در مورد محصول برسید. این مدام اطلاعات شما را افزایش داده و ریسک عدم موفقیت را کاهش می دهد. رقبا را بهتر خواهید شناخت و از تغییرات حوزه آگاه می شوید. ایده شما شاخ و برگ بیشتری پیدا خواهد کرد. در واقع شما با کسب اطلاعات مداوم در مورد ایده خود به آن شاخ و برگ می دهید و خود و ایده تان را در شبکه ای از اطلاعات مرتبط قرار می دهید. اطلاعات مرتبط باید به صورت مداوم از مسیرهای مختلف اعم از ایمیل و سایت و روزنامه و… به شما برسد و مانند هاله ای از اطلاعات شما را احاطه کند. این شرایط را برای خلاقیت بیشتر فراهم خواهد نمود. یکی از منابع مفید برای جستجو در مورد ایده yahoo answers می باشد.

معرفی ابزار : برای کسب اطلاعات در مورد ایده تان، ابزارهای مختلفی وجود دارد. لیست زیر از سایت erictips.com برداشت شده است حاوی مجموعه مفیدی از ابزارهای مختلف برای تحقیق در مورد ایده و نیاز کاربران می باشد :

لیست ابزارها و منبع تحقیق برای یافتن ایده های جدید و بازارهای گمنام

 توجه! ایده را شل نگه دارید

در مرحله پرورش ایده اجازه ندهید که ابعاد توصیفی و اجرایی ایده سفت شده و شکل نهایی به خود گیرد. اجازه دهید ایده، حالت لختی و شل بودن خود را حفظ کند. قضاوت نهایی در مورد ایده را به بعدا واگذار نمایید.  زیاد بر روی جزییات اجرایی و محدودیت های آن تمرکز نکنید. درصدی از انعطاف را برای ایده خود قائل باشید. تعصب بر روی ایده ممنوع است.

 توجه! چند اصل مهم در پرورش ایده

۱- رعایت انعطاف در ایده

۲- سنجش و تست اولیه ایده از طریق تحقیقات بازار و یا نظر سنجی از دیگران

۳- ساده سازی ایده

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش ششم – چک لیست ارزیابی و سنجش ایده

بخش ششم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

پس از شکل گرفتن ایده اولیه، مجموعه سوالاتی که اگر یکبار پرسیده شوند کمک مهمی به باز شدن موضوع و ایجاد بحث و گفتگو خواهند نمود.

توصیه می شود در پاسخ به این سوالات از جلسات گروهی استفاده شود.

سعی شده است سوالات متناظر با شرایط بومی طراحی شود.

 ایده شما قرار است کدام مشکل را حل کند؟ قرار است کدام چرخ را روان کند؟ کدام نیاز را مشخصا رفع کند؟

  1. نیازی که ایده شما برطرف می کند چقدر مهم است؟ کوه نیاز کجاست؟
  2. آیا محصولات مشابه بازار را بررسی کرده اید؟
  3. فکر می کنید تفاوت ایده یا محصول شما با سایر رقبا در چیست؟ ناب بودن در ایده شما موجود است؟
  4. فکر می کنید از کدام ابزارهای پیشران یا کاتالیزورها برای پیشبرد ایده خود استفاده کرده اید؟ (مانند اهرم reshare در فیس بوک یا مانند backlink  در ورد پرس)
  5. تا چه اندازه از تکنولوژی ها و ابزارهای آماده استفاده نموده اید؟
  6. آیا  تنهایی شروع کده اید یا تیم تشکیل داده اید؟ ایا برای شروع نیروهای اطراف را موازنه نموده اید؟ ای مهره چینی صحیحی انجام داده اید؟آایا به یکپارچه سازی یا integrate کردن ایده با پتانسیل های اطرافش اندیشیده اید؟
  7. تخمین های شما از هزینه های شروع چقدر است؟ چه میزان به صحت تخمین مطمئن هستید؟ (تخصص تیم پول زمان)
  8. آیا در فکر جذب سرمایه گذار بوده اید؟ هزینه ها را خودتان تامین می کنید یا شخص سوم؟
  9. اگر بخواهید برای یک سرمایه گذار صحبت کنید او را چگونه متقاعد می کنید؟
  10. مدل درآمدی خود را تشریح کنید؟ (همیشه قرار نیست مستقیما درآمد داشته باشیم. مثلا می توان از راه جذب ترافیک و سپس تبلیغات درآمد داشت.)
  11. تا چه اندازه به خلاقیت و نوآوری در کار خود اندیشیده اید؟
  12. آیا به راه های غیر مستقیم برای رفع مشکل هدف اندیشیده اید؟
  13. تا چه اندازه اصل سادگی را رعایت نموده اید؟ ( این مطلب و این مطلب)
  14. تا چه اندازه اصل سرعت را در نظر گرفته اید؟
  15. تا چه اندازه به راحتی خدمات یا محصول اندیشیده اید؟
  16. آیا بر روی طراحی و شکل محصول کار کرده اید؟ (اصل design)
  17. آیا یک دور از ابتدا تا انتها با مشتری پیش رفته اید؟
  18. تا چه اندازه بر روی بسته بندی ایده خود کار کرده اید؟
  19. ایده شما تا چه میزان منعطف است؟
  20. ایا می توانید ایده خود را در ۳۰ ثانیه توصیف کنید؟
  21. چگونه شخصیتی دارید؟ درونگرا یا برون گرا؟
  22. تا چه میزان با این مطلب موافق هستید؟
  23. ایا موفق شده اید اولویت ها را ببینید؟ شاخ و برگ های اضافی را بزنید؟
  24. کیفیت را برای محصول یا خدمت خود چگونه تعریف می کنید؟
  25. دلایل مهمی که به شما امیدواری می دهد که این ایده موفق خواهد شد کدام هستند؟
  26. تحقیقات اولیه که در مورد ایده و بازار خود نموده اید را به صورت خلاصه ذکر نمایید؟ مدت زمانی که قبل از شروع اجرا برای تحلیل آن صرف نمودید؟
  27. می خواهید از چه مسیری محصول خود را به بازار معرفی کنید؟

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش پنجم – معرفی چند ابزار برای یافتن ایده های جدید

بخش پنجم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

بازارهای اینترنتی

جستجو و گشت زنی در بازارهای اینترنتی مانند ebay یا alibaba ما را با محصولات جدید و گاها عجیب آشنا می سازد.

 سوال و جواب یاهو

مرور سوالات و جواب ها در سایت yahoo answer ما را با نیازهای کاربران و راه حل های ممکن آشنا می سازد. چه بسا ایده طراحی محصولی جدیدی برای پاسخگویی به نیاز کاربران در ذهن ما ایجاد شود. در این سایت می توان بازارهای گمنام (niche market) را هم پیدا کرد.

 لیست ابزارهای اریک

برای یافتن ایده های جدید ابزارهای مختلفی وجود دارد. لیست زیر از سایت erictips.com برداشت شده است حاوی مجموعه مفیدی از ابزارهای مختلف برای یافتن ایده های جدید می باشد :

لیست ابزارها و منبع تحقیق برای یافتن ایده های جدید و بازارهای گمنام

این لیست مجموعه ای از ابزارها و سایت های مختلف برای یافتن ایده های جدید و بازارهای جدید می باشد. موارد لیست به چند طبقه تقسیم شده است. هر کدام از آنها می تواند منبعی برای یافتن ایده های جدید باشد و یا اینکه در مسیر ما را یاری دهد : trends برای یافتن و ارزیابی روندهای مهم جاری در دنیای اینترنت، directories برای یافتن طبقه بندی های محتوایی انجام شده توسط موتورهای جستجو، answers and how to برای مشاهده انواع سوالات، چالش ها و پاسخ های مربوطه توسط مردم، Article برای مشاهده مقالات مختلف دانشی، Forums انجمن ها و…

ممکن است برخی سایت های لیست در ظاهر ارتباطی با ایده های جدید نداشته باشند اما اطلاعات مفیدی در زمینه نحوه پیدا کردن بازارهای گمنام و یا محصولات جدید ارائه می دهند.

همچنین این لیست در سایت hamfekri.com بخش کارآفرینان و زیربخش “مجموعه ابزارهای مفید برای یافتن ایده های جدید و بازارهای گمنام” معرفی شده است.

 پیگیری وقایع استارتاپ ویکند

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی (Experiental Education) در سراسر دنیاست که در ۳ روز متوالی (در انتهای هفته) برگزار می گردد. در این برنامه شرکت کنندگان شامل برنامه نویسان، مدیران تجاری، عاشقان استارتاپ، بازاریاب ها و طراحان گرافیک گرد هم می آیند تا طی ۵۴ ساعت ایده هایشان را مطرح کنند، گروه تشکیل بدهند و هر گروه ایده ای را اجرا کند. با پیگیری اخبار مربوط به این رویداد می توان با ایده های مطرح شده در آن و میزان موفقیت آن بیشتر آشنا شد.

 مثال از ایده های شغلی مجازی :

مطالعه ایده های شغلی مجازی هم می تواند در یافتن ایده های جدید کسب و کار کمک کند. مطالعه سایت ایلنس دات کام می تواند کمک موثری در  یافتن شغل های جدید داشته باشد : در لینک زیر می توانید ۱۰۰ شغل قابل توسعه در محیط مجازی را مشاهده نمایید. با مطالعه آن می توان به ایده های جدیدی در مورد کسب و کارها و فعالیت هایی که می توان به صورت برون سپاری انجام داد دست یافت :

۱۰۰ نمونه شغل که می توان به فری لنسرها سپرد

چند نمونه از ایده های شغلی جالبی که به صورت فری لنس وجود دارند : تهیه متن سخنرانی، برنامه ریزی مراسم عروسی، بروزرسانی وبلاگ، منشی تلفنی و حتی مدیر دفتر مجازی!

شغل ها به ۳ دسته بندی اصلی تقسیم می شوند :

  • تکنولوژی : طراحی سایت، برنامه نویسی، مدیریت پروژه، شبکه های اجتماعی و…
  • بازاریابی : فروش، بازاریابی، بهینه سازی سایت، وبلاگ ها و…
  • سایر : برنامه ریزی کسب و کار، تحقیقات، نوشتن مقاله، ورود اطلاعات، تست برنامه، حمایت مدیریتی و…

 مثال از ایده های همکاری مجازی:

مطالعه ایده های همکاری مجازی هم می تواند در یافتن ایده های جدید کسب و کار کمک کند. در سایت www.elance.com  ۲۵ نوع خدمات که تحت عنوان “همکار مجازی” معرفی شده است ارائه شده است.

همکاری ها به ۵ طبقه بندی اصلی تقسیم می شود :

  • تحقیقات : انجام تحقیقات مختلف اعم از اعتبار سنجی مطالب، یافتن بازار، تست محصول جدید، تهیه متن سخنرانی
  • ورود اطلاعات : ثبت نام در سایت ها، سازماندهی دفترچه تماس، ارسال مقاله
  • هماهنگی ها : هماهنگی جلسات، ملاقات ها، برنامه سفر و حتی برنامه ریزی مراسم عروسی
  • شبکه های اجتماعی : تهیه مطلب، مدیریت وبلاگ، مدیریت پروفایل و رزومه، مدیریت ارتباطات روزانه
  • عمومی : مدیریت ایمیلها، کارت پستال ها و هدیه ها، یادآوری ها و…

علاوه بر اشخاص، شرکت های معتبر هم در سایت حضور دارند و لذا می توان از خدمات آنها هم استفاده کرد. یکی از فواید سایت این است که می توان سابقه ای از کارهای انجام شده توسط فری لنس ها را مشاهده نمود و همچنین نظر سایرین و امتیاز داده شده به آنها را دید. این باعث می شود انتخاب پیمانکار با کیفیت بهتری انجام شود.

مطالعه بیشتر : توصیه هایی برای بهبود فرایند واگذاری یک پروژه در سایت ایلنس دات کام

مثالی از یک شرکت ایده گرا

به عنوان مثال از شرکت هایی که علاقه مند به یافتن ایده های جدید می باشند می توان به شرکت گوگل اشاره نمود. سیستم کاری و مدیریتی این شرکت پذیرای انواع ایده های جدید و غیرممکن می باشد. این شرکت سالانه تعداد زیادی از شرکت های کوچک و خلاق را خریداری می کند. شرکت گوگل کلکسیونی از انواع محصولات و سرویس های مختلف می باشد. با مرور لیست ۲۶۸ تایی محصولات این شرکت می توان دید که اشتیاق زیادی برای استقبال از انواع ایده های جدید وجود دارد. مسلما در میان آنها چند ده سرویس موفق درخواهد آمد.

مطالعه بیشتر : برای آشنایی با جزییات مدیریتی شرکت گوگل می توانید خلاصه کتاب “راه گوگل” : تحلیلی مشاورانه بر مدل مدیریتی شرکت گوگل را در سایت همفکری دات کام بخوانید.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش چهارم – چگونه ایده های جدید پیدا کنیم؟

بخش چهارم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

در این نوشته سعی شده است جنبه های مختلفی که باعث یافته شدن موفق می شود بررسی شود. هیچ الگوریتم مشخصی برای یافتن ایده جدید وجود ندارد. بلکه با بستر سازی می توان میدان ظهور ایده های جدید را باز کرد. مطالعه این نوشته می تواند تا حدودی ذهن ایده پرداز را نسبت به اطراف خود روشنتر نماید و احتمال انتخاب ایده های موفق بیشتر شود.

در آینده زندگی کنید

اگر شما خود را در شرایط بروز و پویا قرار دهید آنگاه احتمال بیشتری در یافتن ایده های آینده خواهید داشت. اگر مدام با نیازهای جدید روبرو شوید و پویایی خود را حفظ کنید آنگاه احتمال پی بردن به نیازهای آینده بیشتر خواهد شد. برای اینکار لازم است خود را در معرض قرار دهید. خود را در لبه تغییرات قراردهید. در معرض ایده ها و کاوشها و اطلاعات مختلف. اینگونه شما در آینده زندگی خواهید کرد و نیازهای آینده را تشخیص خواهید داد.

توجه کنید

خود را عادت دهید که به اتفاقات اطراف خود حساس شوید. به رویدادها و نیازها توجه کنید. به اندازه کافی روی آنها تمرکز کنید. این ذهن شما را برای یافتن ایده آماده می کند. اما باید دقت کنید که ذهن خود را مجبور به یافتن ایده نکنید. مثلا نگویید در یکماه باید ایده را پیدا کنم. به ذهن خود زمان دهید. خود را در محیط مرتبط قرار دهید.

علاقه داشته باشید

گاهی مانند تفریح بر روی پروژه مورد علاقه خود کار کنید. از میان کارهای سرگرمی گاهی ایده های خوبی در می آید.

 نتیجه مهم در ایده یابی : “در آینده زندگی کنید و آنچه را که جالب به نظر می آید بسازید”

 مدرسه کارآفرینی

درس خواندن در مدرسه کارآفرینی می تواند به توسعه شبکه ارتباطات و کار تیمی بر روی ایده ها کمک کند. شروع یک پروژه جانبی و حتی غیر مرتبط با رشته درسی میتواند نقطه خوبی برای آغاز باشد. کارآفرینی اصلی نه از میدان درس بلکه از میدان عمل آغاز می شود.

بازار شلوغ

بازاری که شلوغ است و رقبای زیادی دارد نشان از وجود انبوه نیازهای حل نشده است. اما بازار بزرگی که رقیب ندارد نمی تواند امیدوار کننده باشد. با خلاقیت می توان شیوه های ارائه محصول یا خدمات را به گونه ای تغییر داد که بخش از بازار را در اختیار گیرد. در اینجا اهمیت خلاقیت آشکار می شود.

نیازهای شخصی

بسیاری از ایده ها از نیازهای شخصی بر میخیزد. به جای آنکه در اندیشه رفع نیازهای دیگران باشیم بهتر است به نیازهای خود فکر کنیم. این می تواند منبع خوبی برای یافتن ایده های جدید باشد. از خود سوال کنیم که ما برای رفع کدام نیاز خود حاضر هستیم پول بدهیم؟ صحبت با دیگران می تواند به باز شدن موضوع و مشخص شدن نیازهای واقعی که جا افتاده اند کمک کنند. اگر بخواهیم مشکلات دیگران را توسط ایده خود رفع کنیم باید بتوانیم خود را جای آنها بگذاریم و فرض کنیم مشکل خودمان است. اینگونه تصور بهتری از تمایل آنها به ایده خود خواهیم داشت. این نیازمند یک دیدگاه منطقی و به دور از تعصب نسبت به ایده خود است.

مسیرهای غیرمستقیم

یافتن ایده های جدید برای کسب و کار بغرنج به نظر می رسد. برای همین بسیاری از افراد در آن شکست می خورند چراکه آنها مسیر مستقیم را انتخاب می کنند. بسیاری از ایده های موفق از مسیرهای غیرمستقیم کشف می شوند. فقط کافیست ذهنیت شخص و شرایط و بستر لازم فراهم آید آنگاه ایده های جدید در زمانی که اصلا پیش بینی نمی شود در برابر ما ظاهر می شوند.

برای اینکه متوجه شویم که به ایده جدیدی نیاز داریم زمان لازم است و اغلب این فاصله ها توسط ایده هایی پر می شوند که نه از روی کسب و کار بلکه از روی سرگرمی ایجاد شده اند.

همیشه مستقیما به سمت مشکل حمله نکنید. گاهی به مغز خود استراحت دهید. جستجو برای ایدههای جدید را مانند یک فعالیت مستمر در زمینه ادامه دهید.

 نتیجه مهم در ایده یابی : “در آینده زندگی کنید و آنچه ار که دوست دارید بسازید حتی اگر عجیب و غریب باشد.”

 به ندای درون گوش دهید

زمانی که در لبه تغییرات قرار دارید آنچه را که کمبودش حس می شود خواهید یافت اما مستقیما به دنبال آنچه که کم است نروید و همچنین این فیلتر را در ذهن خود خاموش کنید : “آیا این تبدیل به شرکت بزرگی می شود؟” اگر احساس خوبی نسبت به آن دارید آنرا شروع کنید. بعدها فرصت زیادی برای سنجش آن خواهید داشت.

سوال کنید

با سوال کردن می توانید درهای جدیدی به روی خود باز کنید. شرایطی را در ذهن خود فراهم کنید که مدام در حال بررسی سوالات و گزینه های پیش رو باشد. شبیه آنچه که در جلسات طوفان فکری انجام می شود. مثلا چرا ایمیل باکس من پر می شود؟ آیا بخاطر اینست که ایمیل های زیادی دریافت می کنید یا زمانی برای حذف آنها ندارید؟ چرا اینهمه ایمیل دریافت می کنید؟ مردم چه مشکلی را با ارسال ایمیل به شما می خواهند حل کنند؟ چرا ایمیل های را بعد از خواندن نگه می داریم؟ آیا ابزاری برای بهینه سازی صندوق ایمیل ما وجود دارد؟

شبکه بسازید

شما به یافتن ایده های جدید برای کسب و کار خود علاقه مندید و لذا ذهن شما مدام در جستجو می باشد. باید دانست که ایده های جدید در اتاق های بسته بوجود نمی آیند. بلکه آنها در روند مناسب خود و بستر مطلوب بوجود می آیند. برای ایجاد بستر مناسب بهتر است شرایط پیرامون خود را بهبود دهید. جریان گردش اطلاعات مفید در اطراف خود ایجاد کنید. این باعث می شود آمادگی برای یافتن ایده جدید داشته باشید. تنها کافیست جرقه ای در ذهن شما ایجاد شود. با ایجاد ارتباطات جدید و شبکه سازی شما در مسیر خلاقیت قرار گیرید و درست در زمانی که انتظار ندارید ایده جدید به ذهنتان خواهد رسید.  برای شبکه سازی :

  • در نمایشگاه ها شرکت کنید
  • در انجمن های مرتبط عضو شوید
  • در فوریوم های مرتبط عضو شوید و مشارکت داشته باشید

اینها شرلیط مناسبی پیرامون شما ایجاد خواهند کرد.

 نکته مهم : “در یافتن ایده عجله نکنید بلکه بسترهای لازم را فراهم کنید و ذهن جستجوگر خود را بیدار نگه دارید”

 از جستجوی اینترنتی کمک بگیرید

سعی کنید مهارت های جستجوی اینترنتی خود را افزایش دهید. با کلمات بازی کنید و ار آنها جستجو های جدید بسازید. گاهی جستجو ها غیر مرتبط هم می تواند کمک خوبی کند. در سایت های مختلف کارآفرینی عضو شوید. اشتراک خبرنامه را بگیرید.

در این صورت به صورت پیوسته اطلاعات مختلفی از طریق اشتراک های ایمیل خبرنامه ها به دست شما می رسد. مطالعه آنها باعث می شود بستر مناسبی برای ذهن شما جهت یافتن ایده های جدید ایجاد شود.

با استفاده از محیط پهناور اینترنت می توان با انواع ایده ها و نظرات آشنا شد. محیط اینترنت برای برخورد و تضارب آرا مناسب می باشد. با مرور سایت ها و اشتراک در برخی از آنها، روزانه اطلاعات مفیدی به دست ما خواهد رسید. ممکن است در میان این اطلاعات ایده جدیدی به ذهن ما خطور کند.

 اگر تمام این کارها را انجام دادید و بازهم ایده را پیدا نکردید

 اگر مسیر را نمی دانید و راه گم است و ابهام زیاد است و دقیقا نمی دانید که میخواهید چه چیزی تولید کنید. نگران نباشید به ذهن خود فرصت دهید. برای یافتن ایده به ذهن خود فشار نیاورید . به جای آن شرایط اطراف خود را بهبود دهید. مثلا خود را در مسیر جریان اطلاعات مربوط قرار دهید، مطالعه کنید، در فوریوم ها جستجو کنید. این ها ذهن شما را آماده می کند تا ایده خود را بیابید. آنگاه ممکن است در شرایطی که پیش بینی نمی کنید و بسیار زودتر از آنچه تصور می کردید ایده جدید در ذهنتان به روشنی شکل بگیرد.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

بخش سوم – ایده موفق چیست و چه ویژگی هایی دارد؟

بخش سوم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – انتشار : هر هفته روزهای شنبه در وبلاگ همفکری و روزنامه دنیای اقتصاد صفحه مدیران

ایده هایی که موفق و پیشرو هستند در ذهن کارآفرین شکل میگیرد و مسیر موفقیت خود را طی می کند. آنها خودبخود نیازی به مطالعه این نوشته نخواهند داشت. اما از طرفی دیگر ممکن است به ازای هر ایده موفق ۱۰۰۰ ایده ناموفق و ناکام وجود داشته باشد. آنها در سکوت می آیند و می روند و کمتر مورد بررسی قرار می گیرند. انرژی و زمان زیادی برای آنها هدر می رود.

اگر فرض کنیم برای هر ایده موفق لازم نیست ۱۰۰۰ ایده شکست خورده داشته باشیم آنگاه مطالعه این نوشته سودمند خواهد بود.

ایده جدید کجاست؟

یافتن ایده برای استارتاپ با فکر کردن در مورد ایده های جدید به نتیجه نمی رسد بلکه با فکر به مشکلات و نیازها خصوصا نیازهایی که خود داریم به نتیجه می رسد.

بهترین ایده های استارتاپی ۳ خاصیت مشترک دارند : سازنده ها خود خواهان آنند ، خود می توانند آنرا بسازند ، تعداد کمی به ارزش آن پی برده اند. مایکروسافت، یاهو، گوگل، اپل و فیس بوک نمونه هایی از آنند.

آیا مشکل محسوس است؟

چرا اینقدر مهم است که بر روی مشکلی که داریم کار کنیم؟ به ما اطمینان می دهد که نیاز وجود دارد و برای ما محسوس و واقعی است. بسیاری از استارتاپ ها بر روی مشکلی کار می کنند که وجود ندارد.

مثال : تلاشی که چند سال پیش برای آنلاین کردن گالری های هنری انجام گرفت به شکست انجامید. چرا؟ چون آنها خود نمی خواستند آنلاین باشند. گاهی ایده ای را ممکن است در بین دوستانتان مطرح کنید و آنها همه بگویند که کاربرد خواهد داشت. این قضاوتی است که در مورد نیاز مردم صورت می گیرد اما ممکن است در عمل استقبال نشود. گاهی مردم فکر می کنند ایده ای برای برای دیگران کاربرد خواهد داشت. این یک اشتباه رایج است.

عمق نیاز چقدر است؟

زمانی که به نیاز مردم به ایده خود فکر می کنید بر روی آنها که می گویند زمانی به آن نیاز خواهند داشت حساب باز نکنید. شما آن عده را پیدا کنید که به ایده شما نیاز شدید دارند. آنها عده کمی هستند. چون اگر زیاد باشند آنگاه قبلا برای آن راه حلی ایجاد شده است. در هنگام ایده یابی می توان به دو حالت نگریست : مقدار کوچکی که عده زیادی از مردم نیاز دارند یا مقدار خیلی زیادی که عده کمی از مردم نیاز دارند. کار بر روی حالت دوم بهتر است.

چه کسی همین الان نیاز دارد؟

زمانی که ایده استارتاپ را بررسی میکنید این سوال را از خود بپرسید : چه کسی همین الان به آن نیاز دارد؟ چه کسی از محصول ما استفاده خواهد کرد حتی اگر محصول مشکلاتی داشته باشد و از افراد گمنامی باشد؟ اگر پاسخی برای آن نداشته باشید آنگاه احتمال دارد ایده شما مشکل داشته باشد. این عارضه در کسب و کارهای مشاوره مشاهده می شود که خصوصا در کشور تعریف مشخصی از راه حل های آنها و گره گشایی آنها ارائه نشده و لذا عموما به سمت راه حل های غیر واقعی و فانتزی پیش می روند. مدیر کسب وکار که مشاور استخدام می کند انتظار دارد مشخصا مشکل خاصی که عموما بحرانی است در کسب و کارش چاره یابی شود.

ایده اولیه باید قابلیت غنی شدن و عمق پیدا کردن داشته باشد. فیس بوک ابتدا در سطح دانشکده پیاده شد. اما اگر در همان سطح می ماند رشد نمی کرد. سطح دانشکده کافی بود تا بتوان در تمامی دانشکده ها پیاده سازی نمود. به ویژگی های آن عمق بخشیده شد و آنگاه فراگیر شد.

تقلید نکنید!

توجه به نیازهای آینده خیلی مهم است. زمانی که ایده ای مانند فیس بوک موفق می شود متاسفانه بیشتر استارتاپ ها به تبعیت از آن می پردازند و نهایتا ناکام می شوند. موفقیت برای کسی است که در میان نیازهای شناخته شده انبوهی دیگر از نیازهای ناشناخته و بی جواب مانده را تشخیص میدهد. مسلما شبکه اجتماعی فیس بوک بسیاری از نیازهای اجتماعی آنلاین را حل رفع کرده است اما ایده پرداز خلاق به جای پیروی از الگوی جاری در جستجوی کشف انبوهی از نیاز ها است.

به دنبال فیس بوک آینده نباشید!

*** به دنبال جایگزین شدن برای یک راه حل موجود نباشید. یعنی به دنبال تبدیل شدن به فیس بوک یا تویتر آینده نباشید بلکه سعی کنید از یک نیاز جانبی شروع کنید و سپس آنرا توسعه دهید.بسیاری از نیازها وجود دارند که هنوز راه حلی برای آن یافت نشده است. و اوج درخواست ها مانند کوهی پشت سد مانده است. فقط کافیست آنرا ببینیم و به مثابه چرخی روانش کنیم. پس به جای اینکه راه حل ها یا ایده های موجود مانند چتری بر ذهن ما سایه افکند بهتر است در جستجوی کشف نیازهای جدید باشیم. اینگونه نیازها کم نیستند.

 نکته مهم در خلاقیت : نیازهایی که رفع نشده اند بسیار بیشتر از نیاز هایی است که رفع شده اند.

 ایده ناب باشد

مهم نیست ایده ما تکراری باشد یا نه اما مهم این است که یک ناب بودن در بخشی از ایده ما وجود داشته باشد که ما را متمایز از بقیه گرداند و همچنین مشتری برای رفع نیاز مبرم خود برای آن حاضر به پرداخت پول باشد. یک خاصیت یونیک داشته باشد. کپی برداری نباشد. بار داشته باشد.

ایده قابل گسترش باشد

چگونه می توان مطمئن شد که ایده ما راهی به بیرون دارند؟ یعنی راهی برای گسترش در آینده و تبدیل به شرکت بزرگ؟ این را از ابتدا به درستی نمی توان تشخیص داد. در شرایطی که به درستی نمیتوان موفقیت آینده را تشخیص داد راه حل چیست؟ تکیه بر توانایی های خود. زمانی که از موفقیت ایده خود مطمئن نیستیم سعی کنیم پیرامون آنرا بهبود بخشیم. یعنی توانایی های خود را به حدی برسانیم که احتمال موفقیت ایده را افزایش دهد.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.

انتشار مجموعه ۱۷ گانه “ایده تا اجرا” همفکری دات کام در روزنامه دنیای اقتصاد

سلام. به اطلاع می رساند نوشته های ۱۷ گانه “ایده تا اجرا” همفکری دات کام علاوه بر انتشار در وبلاگ، هر هفته در روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه مدیران منتشر خواهد شد.

طبق هماهنگی با تحریریه محترم روزنامه دنیای اقتصاد و استقبال از انتشار مجموعه در این روزنامه،‌ هر هفته بخشی از مجموعه منتشر خواهد شد. ذیلا ۴ مقاله اول مجموعه که در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شده است قابل مشاهده است :

  1. ۱٫      زمان آن است که عمل انجام شود حتی در یک اقتصاد بد!
  2. ۲٫      خلاقیت :‌هنر غلبه بر محدودیت ها
  3. ۳٫      ایده موفق چیست و چه ویژگی هایی دارد؟
  4. ۴٫      چگونه ایده های جدید پیدا کنیم؟

به امید آنکه این مجموعه بتواند کمکی به گسترش فضای کارآفرینی کشور نماید.

بخش دوم – کسی به شما توجه نمی کند!

بخش دوم از مجموعه ۱۷ گانه ” ایده تا اجرا” – تاریخ انتشار : هر هفته روزهای شنبه

بر شک هایتان غلبه کنید

شما میخواهید کار جدیدی را شروع کنید. این در حالیست که روال عادی زندگی شما شکل گرفته است و روی غلتک افتاده است. اما شروع کار جدید دغدغه هایی برای شما درست می کند. مسائل مالی و آینده ای غیر قابل پیش بینی بر شک شما می افزاید. در این حالت بخش عملگرای مغز خود را به کار بیاندازید و بر روی انجام کار تمرکز کنید. شروع یک کار حرکتی در اطراف شما ایجاد می کند و نیروهای دیگری را به شما معرفی می کند. بر شک هایتان غلبه کنید. یک سخنران برجسته می گوید : “زمانی که ایده بزرگی دارید قبل از اینکه مغز شما درک کند  بدن شما آنرا درک می کند”.

  • موفقیت را برای خود به تصویر در آورید. تصویری از خود بسازید که شبیه زمانی است که موفق می باشید. از پوشش و عادات روزانه گرفته تا سایر جزییات زندگی.
  • به راه خود متعهد باشید. موانع و مشکلات را شناسایی کرده و مدام در جستجوی راه حلی برای آن باشید.

زمان را پیدا کنید

برای کسب و کار جدید خود نیاز به زمان دارید. راه حلی مشخص برای باز کردن زمان ندارید جز اینکه سعی کنید رد میان فعالیت ها و مشغلات روزمره خود زمان هایی را پیدا کنید :

  • نحوه گذران اوقان فراغت خود را تغییر دهید. مثلا به جای تماشای یک درام بلند نام شرکت ها و تولید کنند ها را جستجو کنید. به جای جستجو در طبقات فروشگاه ها میتوانید با یک تولید کننده در مورد نحوه بسته بندی کالا صحبت کنید.
  • ازدیگران کمک بخواهید. می توانید از خانواده و دوستان خود کمک بخواهید. آنها می دانند شما گرفتار هستید و به شما کمک خواهند کرد. از این لحاظ احساس شرمندگی نکنید. مثلا زمانی که نمی توانید شام درست کنید می توانید از فرزندان خود بخواهید که این کار را بکنند.
  • سوال بپرسید : این سوال طوفان فکری به پا می کند : “شما چه کسی را می شناسید؟”  این نقطه شروع خوبی برای جمع آوری نصایح و تجربیات دیگران است. زمانی که با یک مربی قرار دارید سعی کنید در جای آرام باشد. رستوران هایی که صندلی نزدیک به هم دارند جای مناسبی نیستند.

نگران پول نباشید. در این مرحله ذهن خود را به مسائل مالی مشغول نکنید. تامین مالی ایده خود را فقط یک گام از پروسه پیش روی خود فرض کنید نه اینکه آنرا یک نقطه عطف در پروژه خود بدانید.

شما می توانید اندازه بگیرید. ایا ایده شما به اندازه کافی میتواند تراکنش پو لساز ایجاد کند. یعنی در چه مقیاسی می توانید خدمات یا محصول ارائه دهید. مثلا شما اگر خدمات مشاوره ارائه م یدهید پس در طول روز ۲۴ ساعت بیشتر در اختیار ندارید که بخشی از آن برای استراحت و تغذیه صرف می شود. در این صورت موجود انبار شما زمان است که آن هم محدود است!پس باید در بازاریابی آن دقت کافی نمایید و ارزش آنرا بدانید. به این دو موضوع توجه داشته باشید :

  1. موجودی محصول : اگر شما محصول پیچیده یا بزرگی را می فروشید آنگاه در طول سال چقدر می توانید تولید داشته باشید؟
  2. نیاز : بازار چه میزان کشش دارد که بتواند برای شما نیاز ایجاد کند تا شما بتوانید آنرا برآورد کنید؟ (این اولین سوال بازاریابی است)

شما می توانید کنترل کنید . از همان ابتدا سعی کنید موارد حیاتی را تشخیص داده و برای کنترل و مدیریت آنها چاره اندیشی کنید. اینها شامل : مسائل سیاسی و قانونی و تجاری است. همچنین مسائل مربوط به مجوز ها – ریسک وابستگی به تولید کننده سوم و خرید تکنولوژی و… می باشد.

یک بلیط برای بازی . گاهی فکر می کنیم که صرفا با راه اندازی یک فروشگاه یا ساخت یک وب سایت قسمت مهمی از بیزنس را انجام داده ایم و به آینده آن خوشبین می شویم. اما باید دانست که قسمت مهم کار همانا ارتباط بامشتری – القا ارزش خود و متقاعد کردن مشتریان به پرداخت می باشد.

برای آن باید فوق العاده باشید. و همینطور ناب باشید. باید محصول شما واقعا ارزش پرداختن را داشته باشد.

کسب و کار فرایند برقراری ارتباط بین ایده شما با مشتری می باشد.

بازار اشباع شده است! این اولین جمله ناامید کننده ایست که می تواند ذهن کارآفرین را مخدوش نماید.در پاسخ باید گفت بسیاری از کسب و کارهای موفق در بازارهایی رشد کرده اند که رقیب هایی بسیار بزرگ داشته اند. بارزترین مثال آن ظهور فیس بوک در میان غولهای فناوری گوگل و مایکروسافت بوده است. مثال دیگر ظهور آیس پک در میان شرکت های بزرگ و باسابقه بستنی سازی بوده است. این رقیبان بازار را در اختیار داشته و آنرا تامین نموده اند. بازاری که شلوغ است و رقبای زیادی دارد نشان از وجود انبوه نیازهای حل نشده است. اما بازار بزرگی که رقیب ندارد نمی تواند امیدوار کننده باشد.

با خلاقیت می توان شیوه های ارائه محصول یا خدمات را به گونه ای تغییر داد که بخش از بازار را در اختیار گیرد. در اینجا اهمیت خلاقیت آشکار می شود. خلاقیت هنری است برای غلبه بر محدودیت های محیطی. این در تمام طول تاریخ کاربرد داشته است. شاید بتوان گفت با کمک خلاقیت و نوآوری همیشه راهی برای عرضه وجود دارد.

کسی به شما توجه نمی کند : با مطالعه ده ها کتاب درمورد بیزنس می توان به جمله ساده زیر رسید : “کسی به شما توجه نمی کند”. در واقع شما تازه کار هستید و علی رغم اینکه به خود و کارتان ایمان دارید ممکن است این انتظار را داشته باشید که دیگران هم به شما توجه کنند و مانند خودتان برای کار شما اهمیت قائل شوند. اما واقعیت این است که کسی به کسب و کار شما توجه نمی کند. مردم مشغولیات زیادی دارند. مردم نمی دانند شما کیستید و چه میکنید.

نکته مهم : ممکن است شروع کار شما منجر به ایجاد شور و هیجان در حلقه نزدیکان و آشنایان و دوستان شما شود. این ممکن است شما را به اشتباه بیاندازد و فکر کنید که سایر مردم هم توجه می کنند. اما در واقع مشتریان اصلی شما که از میان مردم می باشند هنوز توجهی به کسب و کار شما نمی کنند. در این مرحله باید بلند پروازی های خود را مدیریت کرد.

نکته طلایی : باید گفت که تمام هنر یک کارآفرین این است که جمله فوق را از حالت صحیح به حالت غلط درآورد! شما اگر بهترین محصول دنیا را داشته باشید اما نتوانید آنرا با زندگی مردم پیوند داده و مردم را از این پیوند آگاه سازید آنگاه هیچ درآمدی نخواهید داشت.

 استراتژی تاسیس کسب و کار (launch strategy) : سه روش وجود دارد : نرم – پرش – شراکت

در تاسیس نرم شما ایده دارید اما پول ندارید. در کنار وضع موجود خود به آرامی کار جدید را شروع می کنید منتها به تدریج و در ابعاد کوچک تر. خود و خانواده خود را در شرایط اقتصادی پر ریسک قرار نمی دهید. مثلا ابتدا از یک وب سایت شروع می کنید. به تدریج رفتار بازار و مشتریان را می شناسید. به مرور کار خود را وسعت می دهید.

در پرش بلند از همان ابتدا به همه یا هیچ فکر می کنید. تمام آنچه در چنته دارید را روی میز می ریزید و بر روی آن ریسک بزرگی انجام می دهید. این حالت ریسک بالایی دارد. ممکن است سقوط کنید. برای کسانی که پشتیبان مالی مناسبی دارند توصیه می شود.

در تاسیس شراکتی  شما به جای شروع از خود به گروه دیگری ملحق می شوید. در کسب و کار آنها شریک می شوید.

ایده ۱۰ هزار ساعتی : تنها راه برای پایان موفقیت یک کار تلاش متمرکز و ادامه دار است. نویسنده ای به نام مالکوم گلادول در مورد ایده ۱۰٫۰۰۰ ساعتی می نویسد. افرادی که به بالاترین سطح در یک حرفه می رسند – حال ورزش و موسیقی یا هر حرفه ای باشد – حداقل ۱۰ هزار ساعت زمان برای تمرکز بر آن می گذرانند. به عبارتی حدود ۱۰ سال تمرکز مستقیم بر روی موضوع.

کار روی هر ایده ای برای رساندن آن به واقعیت میاز به تلاش فراوان دارد. به مانند ساختن کوهی از ذره های شن است.

مدام در تکاپو باشید (بازخورد بگیرید بررسی کنید تغییر دهید اصلاح کنید)

یک از استراتژی های موفق برای پایه گذاری بیزنس و توسعه آن این است که مدام در تکاپو باشید و در میان ایده های مختلف چرخش داشته باشید. یعنی آماده باشید که هرگاه لازم بود در ایده ها و روشهای خود تغییر ایجاد کنید. لزوم تغییر را از بازخورد مشتریان می توان فهمید. برای آن لازم است ارتباط فعالانهای با مشتریان خود داشته باشید. مدام بازخوردهای آنان را بگیرید و بررسی کنید. در صورت نیاز به تغییر ایده ها و روشها آن را انجام دهید. این یک چرخه بهبود مداوم است. خود را به انجام یک روش محدود ننمایید.

یک مکانیزم اخذ بازخورد از مشتریان طراحی کنید تا در هنگام لزوم به تغییرات بازار واکنش نشان دهید. این واکنش باید قبل از آنکه مجبور به تغییرات دردناک شوید اتفاق بیافتد. مدام با مشتریان خود حرف بزنید.

نکته مهم : کسب و کار شما مانند یک ارگانیزم زنده است. اگر شما به این اعتقاد داشته باشید و بر اساس آن برخورد نمایید آنگاه مدام در تکاپو خواهید بود تا برای بقای کسب و کار خود در حال تغییر متناسب با محیط باشید. شما با جستجوی پیوسته و وفق دادن پیوسته خود با محیط یکی از اساسی ترین نیازهای بقای کسب و کار خود را تامین کرده اید.این نیاز به اصلاح نگرش های شما دارد. شما باید آمادگی تغییر را در هر حال داشته باشید.

(مثالی عملی برای این موضوع در ابزار اقدام نویسی روزانه در بخش درس های اساسی ارائه خواهد شد)

نکته عملی : در جستجوی راه های کم هزینه ای باشید برای ارتباط با مشتریان خود. سوالات بدیهی را جدی بگیرید . به درخواست های آنها گوش دهید. از همه این اطلاعات برای اصلاح بیزنس خود استفاده کنید. شما پس از مدتی یاد خواهید گرفت که چگونه اطلاعات مهم را از غیر مهم تشخیص دهید.

 و نهایتا اینکه مثبت باشید!

زمانی که برای خود هدفی تعیین می کنید و در تکاپوی آن می باشید آنگاه معنایی جدید به زندگی خود بخشیده اید. زمانی که آغاز به عمل می کنید به بسیاری از شرایط محیطی ناهموار نه گفته اید. این اولین قدم است. مثبت باشید و با توان شروع کنید هرچند که شرایط فراهم نباشد. مهم این است که شروع کنید.

پی نوشت :

مجموعه “ایده تا اجرای همفکری دات کام” مشتکل بر ۱۷ نوشته گام به گام می باشد شامل راهنمای عملی و مرحله به مرحله ای است تا بتوان ایده های موفق را پیدا نموده و یا ایده خام و نپخته ای را که در سر دارید پرورش داده و به آن رنگ واقعیت بدهید. نوشته های ۱۷ گانه مجموعه “ایده تا اجرا” هر هفته روز شنبه در وبلاگ همفکری منتشر می شود. محور اصلی در تهیه نوشته ها همانا عملی بودن و گام به گام بودن آن است. توضیحات بیشتر را اینجا مطالعه نمایید.