همه می دانیم که فضای نوپای کارآفرینی کشور به شدت نیاز به تجربه دارد. شکست های بدیهی که صنایع نوپا متحمل می شوند همه دلایلی دارند. همینطور موفقیت شرکت های پیشرو هم دلیلی دارد. اگر این تحربیات مکتوب شوند و در اختیار بقیه قرار گیرند آنگاه احتمال تکرار اشتباهات کمتر و احتمال تکثیر موفقیت ها بیشتر خواهد شد.

مساله ثبت و نگارش تجربیات و یافته های شرکت های بومی خصوصا در فرهنگ شفاهی ما بسیار حائز اهمیت است. تجربه ای که ثبت شود مانا خواهد شد. احتمال بازگشت به عقب و تکرار آنرا کمتر خواهد کرد. احتمال بهره گیری دیگران بیشتر می شود. هم افزایی را افزایش خواهد داد. چه بسیار تجربه هایی که به علت عدم مکتوب سازی به باد می رود. سالها صرف وقت برای کسب تجارب ارزش آنرا خواهد داشت که زمان کمی هم برای مکتوب نمودن و تثبیت آن و طبعا انتشار و بهره برداری از آن صرف نماییم. به ازای هر ایده و کسب و کار موفق بسیاری از ایده های شکست خورده وجود دارند که در فضای خاموشی و بدون سر و صدا از بین می روند. اما ما عادت کرده ایم که موفق ها را ببینیم. شاید اگر تجربه موفق ها مدون شود آنگاه شاهد تعداد کمتری از ایده های شکست خورده خواهیم بود.نتایج یک بررسی در بین بانک های ژاپنی نشان داده است بانکدارانی که بیشتر در مورد شرکت های خود می نویسند موفق تر از بقیه هستند.

اینترنت ابزارهای به اشتراک گذاری فوق العاده ای در اختیار کسب و کارها قرار داده است. در به اشتراک گذاری تجربیات فواید فراوانی نهفته است. در این نوشته به صورت خلاصه به ۲۹ فایده آن اشاره شده است :

فواید ۲۹ گانه به اشتراک گذاری برای کسب و کارها

بسته اول : تجربه ۱۱ ساله شرکت بهساد

به عنوان یک مثال بسیار گویا می توان به نوشته اخیر آقای آواژ در مورد ۱۱ سالگی شرکت تحت مدیریتشان(بهساد) اشاره کرد :

http://www.behsad.com/weblog/?p=2060

احتمالا بهساد را همه وبلاگستان می شناسند. چرا؟ چون ایشان می نویسند! همین! در این نوشته تجربه ۱۱ ساله ایشان در شرکت مدون شده است که بسیار ارزشمند است. مطالعه این نوشته برای کارآفرین تازه کار تاثیر فراوانی دارد. مانند آیینه ای عمل می کند که آینده را برای او تصویر می کند. انگاه کارآفرین تصمیم خواهد گرفت چه راهی را برود و به کجا ختم خواهد شد.

بسته دوم : جلسه عارضه یابی شرکت های نوپای نرم افزاری

مثال دیگری از اهمیت نوشتن مربوط به جلسه هم اندیشی ای بود که همین اواخر با یک شرکت نرم افزاری جوان و پرتلاش داشتم. در این جلسه قرار بود واقعیت های دنیای کار و مسائل و چالش های آن مورد بحث قرار گیرد. جلسه برگزار شد و در حدود ۲ ساعت و نیم که به طول انجامید مطالب مفیدی مطرح شد. تقریبا از بسیاری از جنبه ها صنعت نرم افزار را آسیب شناسی کردیم. این جلسه نتایج مفیدی داشت که به نظر اینجانب مطالعه آن برای هر شرکت نرم افزاری نوپایی لازم است. اما من در پایان حسرت آنرا داشتم که ایکاش گفته ها را ضبط می کردم تا بتوانم آنرا بنویسم. چراکه احساس می کردم تمام یافته های آن جلسه مانند دود به هوا رفت! نهایتا در ذهن ما چند نفر می ماند و امکان توزیع و بهره برداری را نداشت. در این جلسه هم تجربیات واقعی یک کارآفرین چند ساله مطرح شد و هم یافته های چند ساله یک مشاور کسب و کار مطرح شد.

دنبال فرصتی بودم که آنها را بنویسم که خوشبختانه آقای فواد انصاری، مدیر شرکت نسبت به نوشتن آن اقدام نموده و آدرسش را برایم فرستاد :

مشکل پنهان شرکت های نرم افزاری

این بهترین هدیه بود چراکه باری از دوشم برداشته شد. خوشبختانه ایشان تمام محتوای مهم جلسه را نگاشتند و من از این بابت خوشحال هستم که امکان تکثیر و بهره گیری از آن وجود دارد. این یعنی تولید انبوه! چون دیگر مجبور به تکرار آن جلسه نیستیم بلکه فقط می توانیم آدرس این نوشته را به کسی که علاقه مند است بدهیم. آنگاه زمان بیشتری در اختیار خواهیم داشت و می توانیم به سایر مسائل مهم دنیای کسب و کار هم برسیم.

در ادامه خلاصه برداشت شخصی را از جلسه آورده ام اما برای مطالعه بیشتر می توانید به اصل مطلب مراجعه نمایید.

عارضه های مهم شرکت های نرم افزاری نوپا :

  • از تولید سفارشی باید پرهیز کرد چراکه هزینه های پیدا و پنهان آن بسیار بسیار بالاست. این دامی است که شرکت های نرم افزاری در آن دچار شده و تا آخر می مانند. تولید سفارشی فقط در یک حالت می تواند مفید باشد و آن شروعی برای تولید انبوه است.

  • شرکت های نرم افزاری دور و برمان آینه عبرتی است برای تازه کارها. اغلب آنها در حد ۲ یا ۳ نفر مانده اند.

  • شما جمله خوبی گفتید که بسیار گویا است و اینکه : “کارآفرینی با خود اشتغالی فرق دارد” . نقطه ای که بیشتر شرکت های نرم افزاری وطنی به آن می رسند همین خوداشتغالی است نه کارآفرینی!

  • شرکت موفق باید بعد از ۳ سال به نقطه گسترش خود رسیده باشد. نقطه گسترش جایی است که توسعه شرکت از آنجا آغاز می شود : فروش محصول شرکت اوج می گیرد و کارمندان جدید استخدام می شوند. اصولا شرکت های نوپایی که گسترش پذیر هستند موفق تر هستند.

  • آقای استیو بلنک متدولوژی “استارتاپ ناب” را توسعه داده که به نظر اینجانب مطالعه آن می تواند برای کارآفرینان مفید باشد. در وبلاگ زیر می توان مطالب مفیدی در این زمینه یافت : http://www.businessofsoftware.ir

  • شرکت گسترش پذیر باید از مرحله ای به بعد در فکر خرید خدمات باشد. اندیشه تولید تمام ابزارها توسط خودمان زمان و انرژی زیادی را هدر می دهد.

  • بحث تولید انبوه مساله ای است که باید همه شرکت های نرم افزاری نگاهی جدی به آن داشته باشند.